عنوان مطلب :
تفاوتهاي مديريت و مريديت
نویسنده : دكتر جمشيد تقسيمي
عضو
انجمن فارغ التحصيلان و كارآفرينان كمبريج بينالمللي- مدرس
دانشگاه
انقلاب نئولتيك و دستيابي انسان به توانمندي توليد محصول چه
از طريق دامداري و چه از طريق كشاورزي نياز به مديريت و برنامهريزي را به شكل
فزايندهاي محسوس نمود.
بسياري اعتقاد دارند كه انسان فقط موجودي اجتماعي
است در حاليكه انسان از كودكي نشان ميدهد كه موجودي اجتماعي و اقتصادي است و وقتي
شخصيتش شكل ميگيرد، سياسي و فرهنگي هم ميشود.
اعتقاد نگارنده بر اين است
كه كلمات و واژههايي مانند مديريت نامطلوب ، مديريت نا مناسب ، سوء مديريت و ...
واژههاي صحيحي نميتواند باشد چرا كه مديريت در معناي واقعي خود مديريت است و اين
پديده كه سهمي مهم براي تغيير جهان در هزاره سوم دارد كلمهاي واضح و خالص است و
هيچ پيشوند و يا پسوندي نميتواند آنرا منفي و يا مثبتتر نمايد.
زيرا اين
واژه خود تكميل كننده بسيار از رشتههاي علمي از جمله مديريت استراتژيك، مديريت
بازرگاني، مديريت منابع و ... ميباشد.
تقسيمبندي مديريت در مسير مراتب
عالي است و نميتوان آن را در جهت روشهاي منفي طبقهبندي كرد. بنابراين شايسته است
مديريت در دنيا را در وسط يك هرم فرضي قرار داده و زواياي اين هرم را مديريت
انديشهها، مديريت آيندهها و مديريت نوآوري بدانيم.

مديريت انديشهها شامل
جمعآوري، اصلاح و بسط انديشههاي مديريتي توسعه گرا ميباشد، مديريت انگيزه
هادرحوزه دانش و مهارت و قابليت بحث ميكند . مديريت نوآوري موضوعاتي مانند مديريت
بهرهوري،مديريت منابع، مديريت توليد، اجرا، نظارت و ارزشيابي را در خود دارد. آنچه
غير از اين هرم و زواياي آن عمل شود ،مديريت نيست و فقط جاي حرف دال با حرف رتعويض
گرديده و تبديل به مريديت ميگردد. فرد ميتواند مريد مرئوس خود ، مريد هواي نفس،
مريد تفكرات غلط، مدير سهامداران سازمان يا مريد مشتري و مريد... گردد و عملكرد خود
را در فضاي مريديت ببرد. اما مديريت در بتن خود قداست واعتبار علمي دارد وعملكرد در
اين فضا تما ما" ارزشمند ميباشد.
عملكرد مدير و مريد تفاوتهايي دارد كه دراين
يادداشت به آن ميپردازيم.
- مريد همواره به دنبال عوامل مقصر است حال آنكه
مدير به دنبال عناصر موثر است.
- مريد مصلحتگرا است و مدير
حقيقتگراست.
- مريد اهل تجليل است و مدير اهل تحليل است.
- مريد به
آموزش گيرندگان توصيه ميكند بخوان و بنويس مدير توصيه ميكند خوب گوش كن و به
زيبايي حرف بزن.
- مريد همواره توضيح ميدهد مدير استدلال ميكند.
-
مريد ديكته ميكند مدير انشاء ميگويد.
- مريد اهل شايستهسواري است مدير اهل
شايسته سالاري است.
- مريد به دنبال پول، تجهيزات و نيروي انساني براي پيشرفت
است مدير به دنبال دانش و مهارت و نوآوري است.
- مريد اهل وظيفه شناسي است و
مدير اهل احساس مسئوليت است.
- مريد تعصب بيجا دارد مدير منطق به جا
دارد.
- مريد اهل اتهام است و مدير اهل اتحاد است.
- مريد آموزش را
دوست دارد و مدير پرورش را ميپسندد.
- مريد اهل تحميل است و مدير اهل تدبير
است.
- مريد از فرد ميترسد مدير از قانون مي ترسد.
- مريد به دنبال
استمداد است و مدير به دنبال استعداد است.
- مريد اعتبار را دوست دارد و مدير
اعتقاد را دوست دارد.
- مريد با انتقام آرام ميگيرد و مدير با انتقاد ياد
ميگيرد.
- مريد اهل بحران است مدير به دنبال جبران است.
- مريد همواره
به دنبال برائت است و مدير بدنبال برآيند است.
- مريد در انتظار بركت است و
مدير آغاز كننده حركت است.
- مريد درون گراست و مدير برونگر است.
-
مريد بيكار است مدير بيدار است.
- مريد اهل پردهدري است و مدير اهل بهرهوري
است.
- مريد به دنبال سكوي پرتاب است و مدير داراي عشق پرواز است.
-
مريد پشيمان است و مدير پشتيبان است.
- مدير اهل پوشش خطاهاست مدير اهل كوشش
جلوگيري از اشتباهات است.
- مريد بدنبال پيشگويست مدير پيشرو است.
-
مريد تأييد ميكند مدير تأثير ميكند.
- مريد اهل تكثير است مدير اهل تدوين
است.
- مريد اهل تجزيه است مدير اهل تجربه است.
- مريد ترتيب را دوست
دارد مدير تركيب را دوست دارد.
- مريد اهل تصور است مدير اهل تحول
است.
- مريد اهل تظاهر است و مدير داراي تعادل است.
- مريد به دنبال
تخمين است و مدير داراي تضمين است.
- مريد تشويش دارد مدير قابليت تشويق
دارد.
- مريد مسائل را تعبير ميكند مدير پديدهها را تفسير ميكند.
-
مريد اهل تقابل است و مدير اهل تفاهم است.
- مريد عاشق تحريم است و مدير به
دنبال تكريم است.
- مريد تمجيد ميكند و مدير پروژهها را تمرين
ميكند.
- سهم مريد حسرت است و سهم مدير ثروت است.
- مريد توصيهگراست
مدير توسعه گراست.
- مريد نيازمند حمايت است مديراهل جسارت است.
- مريد
حسابرس است مدير حسابگر است.
- مريد دست بوس است مدير در دسترس است.
-
مريد اهل درآمد است مديراهل درآيت است.
- مريد دور (در اینجا منظور از دور،
چرخش و دايره است) انديش است مدير دور (در اینجا منظور از دور، افق است) انديش
است.
- مريد دهان بين است مدير جهان بين است.
- مريد اهل رابطه است
مديراهل ضابطه است.
- مريد رفيق است مدير دقيق است.
- مريد اهل سازگاري
است مدير اهل سازندگي است.
- مريد سخنران است مدير سخندان است.
- مريد
سربار است مدير سرباز است.
- مريد اهل شفاعت است مدير داراي شجاعت
است.
- مريد اهل شهوت است مدير داراي شهرت است.
- مريد عاشق است مدير
عاقل است.
- مريد عامل است مدير عالم است.
- مريد غايب است مدير بر
مشكلات غالب است.
- مريد اهل غيبت است مدير داراي قيمت است.
- مريد
كارگزار است مدير كارگشا است.
- مريد كاسب است مدير كاشف است.
- مريد
دچار فرسايش است و مدير توانمند در گشايش است.
- مريد متخلص است و مدير متخصص
است.
- مريد متحجر است و مدير متحرك است.
- مريد متعلق است و مدير
متعلم است.
- مريد متغير است و مدير متفكر است.
- مريد متقابل است و
مدير متمركز است.
- مريد متناوب است و مدير متوازن است.
- مريد متوقع
است و مدير متواضع است.
- مريد متوسل است و مدير متوكل است.
- مريد اهل
مطالبه است مدير اهل مطالعه است.
- مريد مغلوب است مدير مقبول است.
-
مريد ناقل است مدير ناطق است.
- مريد هنرپيشه است مدير هنرمند است.
-
مريد اهل يادگاري است مريد اهل يادگيري است.
- مريد آرايش را دوست دارد مدير
آرامش را دوست دارد.
- مريد اهل تمكن است و مدير اهل تمدن است.
- مريد
افراد را بكار اجبار ميكند مدير به افراد در كار الهم مي بخشد.
- مريد وابسته
به قدرت است ومدير وابسته به حسن نيت است.
- مريد مي گويد من مدير مي گويد
ما.
- مريد خطا كار را افشا مي كند مدير روش اشتباه را نشان مي دهد.
-
مريد مي گويد كار بايد انجام شود مدير مي داند كار را چگونه انجام دهد.
-
مريد توقع احترام دارد مدير احترام را برمي انگيزاند
متأسفانه مريد فكر
ميكند موفقيت يعني رسيدن به هدف اما مدير اعتقاد دارد موفقيت يعني رسيدن به نتيجه
دلخواه.